كاش مى دانستم كجا دلها به ظهور تو قرار و آرام خواهد يافت؟ يا به كدام سرزمين اقامت دارى؟ آيا به زمين رضوان يا غير آن؛ يا به ديار ذوطوى متمكن گرديده اى؟ چه بسيار سخت است بر من كه همه خلق را ببينم و ترا نبينم و هيچ از تو صدايى حتى آهسته هم بگوش من نرسد . چه بسيار سخت است بر من بواسطه فراق تو؛ و اينکه تو به تنهايي گرفتار باشي و ناله من نيز به حضرتت نرسد و شكوه به تو نتوانم. به جانم قسم كه تو آن حقيقت پنهانى كه دور از ما نيستى. به جانم قسم تو آن شخص جدا از مايى ، كه ابداً جدا نيستى .
¤
پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 10:7  توسط رحمان زاده

